تبليغاتX
آنچه اصل است از دیده پنهان است


آنچه اصل است از دیده پنهان است

بابل

کارگردان: آلخاندرو گونزالس‏

به نظرم فیلم فوق العاده ای، خیلی خیلی زیباست، من که از دیدنش لذت بردم، چهار داستان رو از چهار کشور مراکش، امریکا، مکزیک، ژاپن روایت می کنه و در مورد موضوعات مختلف که در نهایت به هم ربط پیدا می کنه، چیزی که از دیدن فیلم می تونم بگم اینکه همون قضیه "آنچه اصل است از دیده پنهان است" یا همیشه واقعیت اون چیزی نیست که می بینیم و یا همه در موردش صحبت می کنند، ممکنه که حقیقت اون چیزی باشه که حتی تصورش رو هم نمی تونیم بکنیم. و یا ممکنه یه اتفاق کوچک تو خالی به یک اتفاق بزرگ و مهم و تائیر گذار تبدیل بشه!

البته پیام اصلی فیلم شاید این نباشه، ولی من چیزی رو که خودم درک کردم نوشتم!

نقاب

کارگردان: کاظم راست گفتار

بازیگران: پارسا پیروز فر - سارا خوئینی ها - امین حیایی

راستش چیز زیادی نمی تونم در مورد فیلم بگم، احساس می کنم هر چیزی که بخوام بگم موضوع فیلم لو می ره، ولی تا این حد که تا اواسط فیلم فکر می کنی با یه موضوع دیگه طرفی و از وسط فیلم ناگهان همه چی عوض می شه، من بعد از دیدن فیلم هنوز گیج بودم، نه اینکه ندونم چی شد، نه! از اینکه این همه بدی رو نمی تونستم تصور کنم، یادمه وقتی فیلم چهارشنبه سوری رو دیدم، از سینما که اومدم بیرون سردرد داشتم، نمی گم برای نقاب هم مثل اون موقع بود، ولی اعصابم حسابی خرد بود، پیشنهاد می کنم که حتما" فیلم رو ببینید، البته با یه فیلم عالی طرف نیستید ولی موضوع جالبی داره!

یکی از چیزایی که بعد از دیدن فیلم بهش فکر می کردم این بود که همیشه آدمایی که می خواد تاثیر بد توی زندگی مون داشته باشند، یا بخوان برامون دردسر ساز و مشکل ساز باشند یا درنهایت خطری برای اون باشند، خیلی اوقات نمی تونی متوجه شون باشی، معمولا" در قالب آدمای خوب و رویایی و خلاصه گرگ در لباس میش می تونند بیان سراغت!

من چقده فعال شدمااااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 14:23 توسط رز| |

چند روز پیش یه اتفاق جالب توی اداره مون افتاد، یکی از همکارای مرکز کامپیوتر رفته بود انباری که توش قطعات کامپیوتری و کامپیوترهای مستهلک و از این جور چیزا نگه می دارند، خلاصه قرار بود که یه سری از کامپیوترهای از رده خارج رو دور بریزند، چند تا از کیس ها رو باز می کنه که ببینه اگر قطعات بدرد بخوری توش پیدا می شه برش داره، می بینه که یکی از کیس ها یه بوی خیلی بدی می ده، باز که می کنه با صحنه بسیار زیبایی که در عکس می بینید مواجه می شه! حالا این جناب موش چه جوری رفته اون تو و کدوم عاشقی بوده که در کیس و گذاشته، موش رو ندیده خوب خودش یه بحث مفصلیه!و خلاصه این همکار گرامی از بقیه برای بازدید این صحنه ناب و نادر دعوت بعمل می یاره ولی من نرفتم برای این که اولا" سرم خیلی شلوغ بود و یه عالمه کار داشتم بعدشم چه معنی داره مگه اداره جای این حرفاست، بعدشم یه وقت فکر نکنین من می ترسم و از این حرفاها، فقط به خاطر حس وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری بود که نرفتم ولی از روی کنجکاوی عکسش رو گفتم که برام بفرستند

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:46 توسط رز| |

کارگردان :  ( Martin Scorsese ( The Departed

Departed موفق به دریافت 4 اسکار مهم شامل بهترین فیلم ، کارگردان ، فیلمنامه و تدوین 2007 بود !

در حالی که پلیس بوستون بیلی کاستیگان(دی کاپریو) را برای نفوذ در باند فرانک کاستلو(نیکلسون) می فرستد، کاستلو نیز کالین سالیوان(مت دیمن) یکی از بهترین افرادش را که از کودکی پرورش داده وارد اداره پلیس بوستون می کند. همزمان با اطلاع فرانک از حضور یک نفوذی در بین افرادش ،الیورکویینان(مارتین شین) رییس پلیس بوستون هم متوجه می شود که یکی از کارمندانش به عنوان ستون پنجم برای فرانک کار می کند...

دیالوگهای قوی فیلم مشخصه بارز این فیلم به حساب می آید. "وقتی سن تو بودم به من می گفتند بزرگ که شدی یا پلیس می شی یا جانی. من میگم وقتی یک تفنگ پرشده جلوی صورتته چه فرقی می کنه که کدوم یکی باشی؟"

نمی دونم چرا وقتی فیلم تموم شد، یه مقدار گیج بودم، یه مقدار روابط بین آدما و خصوصیاتشون پیچیده بود، البته زیادی پیچیده بود.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 8:42 توسط رز| |

امروز از اون روزایی بود که حوصله هیچ کس و هیچ کاری رو نداشتم، و خلاصه کسی از چند کیلومتریم هم رد نمی شد. امرور کودک درونم افسار به دست گرفته بود. 

نمی دونم، بعضی اوقات فکر می کنم که اصلا" دلم نمی خواد در جمع آدما باشم، خسته می شم ازشون! ای کاش یه امکانی بود که گاهی وقتی که دلم می گیره برم جائی که هیچ کس هیچ کس نباشه!

 

-         بعضی از آقایون هستند که حتی وقتی دارن با خانومشون، چه می دونم دوست دخترشون راه می رن همش چشمشون این طرف اون طرف می گرده، واقعا" وقاحت هم اندازه ای داره، حالا بماند وقتی که تنها هستند ... بعضی از آقایون هر غلطی دلشون می خواد می کنند تازه در مقابل خانومشون متعصب و غیرتی و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه می شن! حالم از اینجور آدما بهم می خوره!

نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:11 توسط رز| |

با یکی از دوستان داشتیم پیاده روی می کردیم که این منظره جالب رو دیدیم، خیلی برام جالبه، می بینین برای خودش محدودیت ایجاد نمی کنه، راحت اون کاری رو که لازم دونسته انجام داده بدون اینکه برای کسی مزاحمت ایجاد کنه!

 

این خانومه رو می بینید که داره می یاد، من بیچاره اصلا" این خانوم رو ندیده بودم، داشتم از این آقا عکس می گرفتم که بیارم بزارم اینجا، فکر کرده بود که دارم از اون عکس می گیرم، خلاصه هر چی دلش خواست گفت، منم هاج و واج که چی داره می گه، بنده خدا مشکل داشت

 

نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:12 توسط رز| |


Design By : Night Skin


آمار وبلاگ
  • کاربران آنلاین :
  • بازديدها :

طراح
Design by : Night Skin

RSS

<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor-> |